تبليغاتX
منتقد کمونیست
نقد، نقد ، باز هم نقد چپ

خشن ترین رفتار ممکن با جوانان و مردم. کارگران خاتون آباد در اعتراض به عقب افتادن دستمزد راهپیمایی می کنند، گلوله باران می شوند، جوانان به خاطر موزیک به گلوله بسته می شوند، سارا ۱۲ ساله در زاهدان به گلوله بسته می شود، معلمان در اعتراض به زندگی بارها زیر خط فقرشان اعتراض می کنند، کتک می خورند و زندانی می شوند، برای دانشجویان پاپوش درست می کنند و زندانیشان می کنند، زنان را به شدید ترین وجهی سرکوب می کنند....... عکس های زیر را هم ببینید.

من این جوانان را نمی شماسم، شما هم احتمالا نمی شناسید ولی معلوم نیست در عکی بعدی من و شما نباشیم. مگر این جوانان چه کرده اند؟ لباسشان را خودشان انتخاب کرده اند... شادی کرده اند وموزیک گوش کرده اند... با دوست دخترشان بوده اند.... اصلا هرکاری که کرده باشند، این رفتار وحشیانه پاسخ به کدام نیاز جامعه است؟ هیچ هیچ هیچ. این پاسخ به نیاز حکومت وحشی اسلامی برای بقا است حکومتی که از اول با سرکوب سرکار آمد و اگر یک روز سرکوب نکند سرنگون می شود.

اما کسی را که برای نان شبش به خیابان آمده را نمی توان با بتوم و ساتور به خانه فرستاد.کارگر و معلم و پرستاری که بارها زیر خط فقر زندگی می کند، دانشجویی که از هرگونه امکان و آزادی یی محروم است را نمی توان با باتوم ساکت کرد.

ما نباید تحت چنین حکومت وحشی ای با زندگی کنیم. حکومتی  که مثل جانور وحشی زخم خورده ایی به هر چیزی حمله می کند. این نشان اقتدار حکومت نیست. این وحشیگری را فقط با همبستگی و مبارزات قاطع و یکپارچه می توان سرنگون کرد

+ نوشته شده در  2007/5/19ساعت 0:28  توسط نوید | 
  کمپيني در اعماق جامعه

 عصر روز يکشنبه  اوايل ماه ژانويه ۲۰۰۷ است. سي نفر در دفتر حزب سبز در شهر کلن- آلمان تجمع کرده  و سازماني را بنیاد گذاشتند که اکنون توجه ميليونها نفر را بخود جلب کرده است. "شوراي مرکزي کسانيکه از اسلام روي برگردانده اند".


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  2007/2/17ساعت 4:39  توسط نوید | 

این نوشته اول قرار بود کامنتی برای فمینیست مسلمان باشد ولی چون خیلی طولانی شد، خودش یک پست شد.

من نمی دانم کسی که برای خودش پسوند "مسلمان" انتخاب کرده است چه طور از طرف "زنان داخل ایران" حرف می زند و اینطور خودش را نماینده زنان داخل ایران می داند!!!!!
دوست عزیز "فمینیست مسلمان" شما به واسطه درگیری با حکومت و احتمال پاشیدن کمپین یا هر حرکت دیگری نیست که از حجاب حرفی نمی زنید با وجود آنکه با حجاب مخالفید!! بلکه خوب می دانید لغو حجاب یعنی رفتن جمهوری اسلامی! که این خواست شما نسیت. شما(بخش فرمال کمپین) از جانب یک گرایش مشخص در جنبش زنان حرف می زنید و سایرین مثل سیاوش و زن کمونیست از جانب یک بخش دیگر که بخش رادیکال جنبش است حرف می زنند.گرایشی که شما نمایندگی می کنید در نهایت نه با اسلام مشکل پایه ایی دارد و نه با نظام سرمایه داری حاکم در ایران پس خیلی طبیعی ست که در عمل با لغو حجاب مخالف باشید و برایش کاری نکنید.
ولی چرا لغو حجاب مساوی با رفتن جمهوری اسلامی ست و این می تواند به معنای آزادی زن باشد.
حجاب نه یک پوشش و نه یک مدل لباس و نه یک انتخاب است. حجاب سمبل تحقیر، و به معنای حکومتی اش ابزار سرکوب زنان است. در دنیایی که حق انتخاب پوشش مثل نفس کشیدن طبیعی ست، وقتی حکومت پوشش را محدود می کند، مسلما زنان به این محدودیت تن نمی دهند و این آغاز ماجراست. اگر به این محدودیت تن دهد یعنی از صحنه جامعه و فعالیت های اجتماعی باید حذف بشود که زنان امروز ایران چنین چشم اندازی به حکومت و به هیچ کسی نداده اند، (با این حکم فقط نمایندگان زن مجلس اسلامی و تعدادی مسلمان دیگر می توانند مخالفت کنند! که امیدوارم فمینیست مسلمان از این دسته نباشد). چون همه می دانیم تنها مسئله ورزش بانوان با لباس اسلامی و شنای با بی کینی اسلامی نیست.
ولی اگر قبول نکند مورد سرکوب و انواع تحقیر ها و محدودیت ها می شود، کافی ست به "از پذیرفتن خانم های بد حجاب معذوریم " توجه کنید تا عمق فاجعه را بینید.
البته مانور ها و طرح های سرکوب تابستانی زنان که حکومت راه می اندازد را هم به این کلکسیون اضافه کنید تا ببینید که حجاب مایه چه تحقیر و سرکوبی ست.
خوب سرکوب و تحقیر بیش از نیمی از جامعه، به راحتی و تنها به بهانه لباسی که انتخابش مثل انرژی هسته ایی!! حق مسلم ماست!! معلوم است چه تاثیری بر کل جامعه می گذارد. کافیست زنان علیه مثلا جنگ تظاهرات کنند حکومت می تواند به بهانه حجاب آن را سرکوب کند، چه بهانه ایی بهتر از این؟!
ولی حجاب یکی از پایه های هویتی حکومت اسلامی ست.
یک مثال: وقتی دانشجویان شعار می دهند "آزادی اندیشه با ریش و پشم نمی شه"منظورشان چیست؟ یعنی با وجود جمهوری اسلامی _با نمایندگی ریش و پشم_ جامعه آزاد نمی شود و آزادی بیان میسر نیست مگر با رفتن جمهوری اسلامی، در مقابل به شعار "آرادی اندیشه همیشه همیشه " دقت کنید. این شعار می گوید همین الآن هم با وجود حکومت اسلامی آزادی اندیشه می شود داشت. یعنی وقتی بگویی "حجاب نه!"در واقع گفته ایی "جمهوری اسلامی نه" و اگر بگویی حالا ببینیم چرا دیه نصف است و .... یعنی با جمهوری اسلامی کاری نداری. البته باید به تفاوت جایگاه دیه و حجاب که امری کاملا اجتماعی ست توجه داشت.
 خلاصه کلام اینکه "نه به حجاب" یعنی "نه به جمهوری اسلامی" و این نه تنها اولویت زنان بلکه اولویت جامعه است.
نکته دیگر اینکه این کمپین مسئله زن در جامعه را به  امری زنانه تقلیل داده است، در حالیکه مسئله زن در جامعه امری کاملا اجتماعیست. مثلا نمی توان انتظار فعالیت گسترده مرد ها در کمپین را برای برابری دیه یا حضانت و ... داشت و این مسائل پتانسیل اجتماعی شدن را ندارند، در حالیکه حجاب این پتاسیل را کاملا دارد.

ولی وضعیت زنان در ایران چگونه است؟ ورودی دانشگاه ها بیشتر دختر هستند(که حکومت هم به پسر ها لطف کرد و ورودی دختر ها را محدود کرد) این دختران دیگر حاضر نیستند در خانه بمانندو نقش "زن خوب فرمانبر پارسا" را بازی کنند.این حکم برای زنانی که بیشتر در اجتماع هستند صادق است، که حوشبختانه تعدادشان در ایران بسیار زیاد است. زندگی و روابط مدرن و امروزی می خواهند و به کم قانع نیستند و محدودیت های اسلامی و عقب مانده را قبول ندارند. البته این مشاهدات در سطح ماکرو ست و حتما موارد خلاف هم موجود است. تبدیل چادر و روسری و مقنعه به تل و شال و ... و کلا دفرمه کردن حجاب یعنی وجود یک پتانسیل عظیم اجتماعی برای حذف عملی حجاب از زندگی اجتماعی.

بحث درباره دیه و ... حتما بحث درباره ممنوعیت امام جماعت شدن زن ها را هم به دنبال دارد. و این اولویت زنان نیست. مشکل زنان در ایران وجود حکومت اسلامی سرمایه داریست. که باید با هر دو رکنش جنگید.

تا بعد...

+ نوشته شده در  2007/1/27ساعت 4:33  توسط نوید | 
امسال فاصله زیادی بین محرم و ٨ مارس نیست.چه رابطه ایی بین ٨ مارس و محرم و تاسوعا و عاشورا هست؟

به نظر من رابطه جالبی هست. امروزه تاسوعا و عاشورا روز شکستن آپارتاید جنسی است و روزهایی هستند که جوانان، دختران و پسران برای دوستی و نیاز های انسانی برای برقراری ارتباط به خیابان ها می آیند اکثرا هم به مذهب و امام حسین و فرهنگ پوسیده اسلامی کاری ندارند.البته قطعا کسانی هم پیدا می شوند که ساعتشان ١٥٠٠ سال عقب است. ولی عموما تصویر اول دریت تر است. تعداد زیاد نیروهای پلیس و انر به معروف و نهی از منکر نشان دهنده همین بی ربطی محرم به اسلام و خدا پیغمبر است. دختران پسران با بهترین لباس ها و آرایش های شب و تجهیزات کامل برای ثبی شماره و پیدا کردن موبایل های بلوتوث دار و....

٨ مارس هم درست روزیست که جامعه فریاد می زند "من برابری زن و مرد را می خواهم و نه یک کلمه کمتر!" ٨ مارس روز فقط زنان نیست روز برابری زن و مرد روز برابری در روابط زن و مرد و کلا روز انسانیت مدرن است.

روز ٨ مارس روز خلاص شدن از دست سنت های عقب مانده مذهبی و مردسالار است.

به نظر من باید از محرم حداکثز استفاده رو کرد و خلاصه حالی به هولی . رفت و دوست شد و غذا خورد  و با هم تا صبح تو خیابونا پرسه زد و خوش گذروند و پسر بازی و دختر بازی کرد  

بچه ها! ماه مبارک محرم را دریابید!

+ نوشته شده در  2007/1/26ساعت 4:13  توسط نوید | 

١٦ آذر نشان داد چپ در جامعه ایران در توازن قوا کاملا دست بالا را دارد. برخی از فعالین راست اپوزیسیون به دست و پا افتاده اند و حتی مثلا منوچهر محمدی می گوید اعتراضات ١٥ آذر در دانشگاه تهران در هماهنگی با حکومت صورت گرفته است. سیر روند وقایع در ایران باعث پلاریزه شدن هرچه بیشتر نیروها حول گرایشات راست و چپ (کمونیستی) شده است . 

از این واقعیت که بگذریم حکومت به خصوص شاخه سپاه و وزارت اطلاعات تشکلات دانشجویی به دست و پا افتاده اند و به احضار و تهدید و صدور احکام تعلیق از تحصیل دست می زنند. دیگر اعدام های دست جمعی از توان حکومت صد ها هزار اعدام خارج شده است. دست به خیمه شب بازی احمدی نژادی می زند. از طریق وب سایت های بسیج دانشجویی دانشجویان را تهدید می کند.

ولی برای مقابله با این تهدیدات چه باید کرد؟ جواب ساده  است.گسترش و تعمیق اعتراضات. باید به ریشه ها دست برد و به پایه های هویتی جمهوری اسلامی اعتراض کرد.سرمایه داری دارای ریشه ها و اهرم های زیادی ست که در ایران خیلی هاش به واسطه مذهب اعمال می شوند. از جمله آنان آپارتاید جنسی اعمال شده به جامعه ایران است.

حکومت اسلامی به این واسطه به راحتی بیش از نیمی از جامعه را بی دردسر سرکوب می کند.و می خواهد وانمود کند مسئله زنان به خود زنان مربوط است!! در حتلیکه با این وسیله کل جامعه و کل جنبش اعتراضی را عقب می راند.

حجاب یکی از اهرم های اعمال آپارتاید جنسی و از پایه های هویتی حکومت اسلامی ایران است. بعد از ١٦ آذر نوبت خواست لغو حجاب باید شد. توازن قوا این اجازه را می دهد. و مثل ١٦ آذر که خیلی ها حتی دوستان ما فکر می کردند امسال خبری نمی شود چون شدت سرکوب بالاست، این مسئله هم شدنی ست.

٨ مارس را باید در ادامه ١٦ آذر روز اعتراض به آپارتاید جنسی کرد و با شعار و خواست "نه به حجاب" به میدان مبارزه با حکومت اسلامی رفت. لغو حجاب از گام هاییست که باید برداشته شود تا حکومت اسلامی را هرچه بیشتر تضعیف کنیم.

فعلا همین.....ادامه دارد

+ نوشته شده در  2007/1/7ساعت 3:31  توسط نوید | 

نکته جالبی که در ١٦ آذر امسال قابل تامل بود، جنبه بین المللی آن بود. امسال توجه های زیادی به این روز شد. بر خلاف سال های قبل، مثلا ٣ سال پیش که با وجود بالا رفتن پرچم آزادی برابری سایت ‌‌بی بی سی با درج تصویر یک روز خلوت در جلو دانشگاه تهران ادعا کرد روز دانشجو بدون اتفاق خاصی گذشت. ولی امسال آنقدر سنبه پرزور بود که هیج کس نتوانست بایکوت خبری کند. از بی بی سی تا سی ان ان و ... همه از ١٦ آذر گفتند و نوشتند،عکس صفحه اصلی شان از پرچم های یا سوسیالیسم یا بربریت بود... . البته هجوم کمونیسم و دست بالا گرفتن "چپ" در ایران که سال هاست با هزار آواز به صدا درآمده است و از طرف دیگر شرایط بسیار نامناسب جمهوری اسلامی در سطح جهانی آن را در موقعیتی بسیار ضعیف قرار داده است. اقدام دانشجویان دانشگاه فرانکفورت در تشکیل یک باریگاد در حمایت از مبارزات مردمی ایران علیه جمهوری اسلامی یکی ا این اقدام های درخشان است. دانشجویان دانشگاه فرانکفورت در روز ١٦ آذر در حمایت از دانشجویان ایران در مقابل سفارت جمهوری اسلامی یک تجمع اعتراضی برپا کردند. جوانان ایتالیایی هم در حمایت از دانشجویان ایران به خصوص دانشگاه پلی تکنیک یک تظاهرات گسترده داده اند. ایتالیا و آلمان بزرگ ترین شرکای تجاری ایران هستند. امروز همه می دانند برای مبارزه با فاشیزم امروز باید با جمهوری اسلامی جنگید.

١٦ آذر امسال را باید دقیق تر و همه جانبه تر بررسی کرد و از آن درس گرفت این نوشته اشاره ایی کوتاه به یکی از جنبه های این روز بود.

+ نوشته شده در  2006/12/21ساعت 0:36  توسط نوید | 
برغم فشار ها و سرکوبی که دولت از چند ماه پیش بر جامعه اعمال کرده بود امروز ١٥ آذر مراسم سرخ و سوسیالیستی در دانشگاه تهران برگذار شد که البته نمونه اش را در دانشگاه مازندران هم چند روز پیش دیدیم. این مراسم و شعار"یا سوسیالیسم یا بربریت"حاصل تلاش ما کمونیست هاست. نقد بی امان و تند نظرات لیبرالیستی و دموکراسی خواهانه موجود در جنبش دانشجویی نقد نظرات ضد کمونیستی مانند "شبح لنین" و تا اهمین روزها تدارک برگذاری ١٦ آذر در قبرستان که توسط تحکیم مطرح شد و زیر فشار  کمونیست ها پس گرفته شد.

مراسم امروز یعنی توازن قوی به نفع مارکس. زنده باد ١٦ آذر زنده باد مارکس!

١٦ آذر سرخ و سوسیالیستی

+ نوشته شده در  2006/12/6ساعت 20:15  توسط نوید | 

نامه کبرا رحمانپور به مردم

 

نجاتم دهيد!

من از مرگ و طناب دار وحشت دارم

 

من يک انسان از تبار شما هستم. نميخواهم بميرم. اما الان جسم بي روحي هستم که ترس طناب دار، خنده وشادي را از يادم برده است. خيليها به من ميگويند که تو اينهمه معروف هستيد، هنوز در زندان هستي؟ از زندان سختتر به همه آنها بگوييد من دوباره در يک قدمي مرگ ايستاده ام. من مثل همه شما از مردن ميترسم. کمکم کنيد تا اين آخرين نامه من نباشد.

 

همنوعان، انسان دوستان!

پدر و مادر عزيزم و برادر معلولم که خيلي نگران من هستند، هميشه دلشان به حمايتهاي شما گرم بوده است. من خيلي وقتها با خودم فکر ميکنم، کاش زندگيم طور ديگري پيش ميرفت. کاش ميتوانستم، درسهاي پيش دانشگاهي را تمام کنم. کاش مجبور نميشدم کار کنم و به مستخدمي خانواده شوهرم در بيايم. کاش به حد جنون نرسيده بودم. ولي من خيلي عذاب کشيدم و خيلي اذيت شدم. من واقعا قرباني هستم. و الان همين قرباني را ميبرند تا  با طناب دار اعدام کنند. اين سرنوشت لايق من نبوده و نيست.

 

من در اين روزهاي وحشت و ترس، دوباره دست ياري به سوي شما دراز ميکنم. از همه مطبوعات و رسانه ها و همه مردمي که از من حمايت کرده و گفته اند کبرا نبايد اعدام شود تشکر ميکنم. اينبار شايد براي آخرين بارميخواهم، آخرين اقدامات لازم را بکنيد تا واقعا اعدام نشوم و شايد آزاد شوم. من آزادي را دوست دارم. در روياهايم به آزاد شدن و زندگي خوب بعد از آن فکر ميکنم.

من به اندازه کافي رنج کشيده ام، کمک کنيد تا کابوس وحشتناکي که خيلي وقتها در خواب ديده و از ترس جيغ زده و از خواب پريده ام، عملي نشود. کمک کنيد از مرگ نجات يابم. هر چه ميتوانيد بکنيد، وقت تنگ است و روزها از پي هم سپري ميشود و هر تيک تيک ساعت، براي من صداي نزديک شدن طناب دار است. لطفا کمکم کنيد! من از مرگ و طناب دار وحشت دارم. من از طناب دار و جرثقيل نفرت دارم. من ميخواهم زنده بمانم. تمام راههاي ديگر به روي من بسته است. کسي به داد من نميرسد. تنها اميدم به مردم و همنوعانم است. دلم ميخواهم پدر و مادرم را بغل کنم.

 در پايان از زحمات خانواده ام و همه کساني که براي نجات من تلاش ميکنند متشکرم.

 

کبرا رحمانپور از زندان اوين

شهريور ۱۳۸۵

+ نوشته شده در  2006/9/10ساعت 17:33  توسط نوید | 
فواد جان !
نوشته و بهتر است بگویم نظرات عجیب و متضادی داری . تو ظاهرا نه در استراتژی و نه حتی در اهداف و نه حتی تر! در تاکتیک و عملکرد با اکبر گنجی همراه و موافق نیستی ولی حمایتش می کنی و .... . فواد عزیز به این مسئله نمی پردازم که آزادی بیان رابطه ایی میان من و تو و اکبر و ناصر و .. نیست که رابطه ایی بین ما از یک طرف و دولت از طرف دیگر است ، پس دفاع از آزادی بیان ربطی به تبلیغ نظر مخالف توسط من و تو ندارد مگر اینکه مخالف نباشی ...
ولی نکته ایی که در نوشته ات هست که انقلاب یک نفره نمی شود و باید توده های میلیونی را به میدان آورد و ... . این فقط می تواند استراتژی و سیاست حزب و یا کلا تفکری باشد که نماینده منافع همان توده های میلیونی باشد . و اگر کسی می خواهدظاهرا تکی انقلاب کند حتما نماینده این توده ها نیست . خودت گفته ایی که موافق سیاست های اقتصادی لیبرالیستی اش نیستی، تو تنها نیستی این توده  میلیونی هم اتفاقا قبول ندارد و به خاطر همین اکبر مجبور است تکی وارد عمل شود ، گرچه تکی نیست و در عمل اکبر جان هم نماینده قشر خاصی ست که ساختار اقتصادی اکبر را قبول دارند و از طرف همان ها هم به اندازه کافی حمایت می شود . فواد جان حمایت تو از چیزی که قبولش نداری فقط و فقط تضعیف جبهه ای ست که تو به ان متعلقی .  صحنه سیاست امروز ایران جای تعارف و ولتر بازی نیست .هر کسی به اندازه خودش تریبون دارد به جای حمایتی که دلیلی به جز بد فهمی دفاع از آزادی بیان چیز دیگری نیست همان سیاست های لیبرالیستی را نقد کن و نشان بده سیاست های اقتصادی اکبر جان چه آینده ایی برای همین طبقه کارگر دارد . از او بخواه بعد از معذرت خواهی به افشای جنایات جنایاتی که او و جلایی پور ها در کردستان به دستور رژیم انجام داده اند بپردازند و .... و در نهایت شیوه مبارزاتی پیشنهادی اکبر _اعتصاب غذا_ روشی اصولا مضر و پاسیویستی ست و نمی تواند توده ها و اقشار فعاله جامعه را درگیر مبارزه کند و مبارزه را منزوی و انفرادی می کند .............

پ.ن: این نوشتهه را به صورت کامنت بر پست فواد شمس نوشتم ولی نمی دونم چرا ارسال نشد من هم در این جا به صورت یک پست آوردمش.

+ نوشته شده در  2006/7/6ساعت 21:56  توسط نوید | 

اعتراض روز ۲۲ خرداد به شدید ترین شکلی سرکوب شد . اعتراض ۲۲ خرداد از طرر ارگان های زیادی در سطح بین المللی حمایت شده بود . اعتراض به نداشتن  ابتدایی ترین حقوقی بود که در هر جامعه متمدنی به رسمیت شناخته شده است . رژیم سرکوب و نررت باید توسط نیروهای اپزسیون خارج کشور تحت شدید ترین رشار ها قرار بگیرد . نیروهای اپزسیون باید اکیدا خواستار اخراج جمهوری اسلامی از مجامع بین المللی شود . حکومتی که کوچک ترین اعتراض و خواسته های به حق مردم را در ایران این گونه سرکوب می کند ، نمی تواند نماینده همین مردم در مجامع جهانی باشد. جمهوری اسلامی باید رورا از سازمان ملل و ILO   و سایر نهاد ها اخراج شود . حکومت آپارتاید جنسی مثل نظام آپارتاید نژادی است ، باید بایکوت سیاسی شود .

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  2006/6/13ساعت 16:39  توسط نوید | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
آزادی و برابری

...گویای همه چیز

***
توجه: مطالب مندرج در این وب لاگ نظرات رسمی هیچ نهاد , سازمان یا حزبی نیست

نوشته های پیشین
4/21/2007 - 5/21/2007
1/21/2007 - 2/19/2007
12/22/2006 - 1/20/2007
11/22/2006 - 12/21/2006
8/23/2006 - 9/22/2006
6/22/2006 - 7/22/2006
5/22/2006 - 6/21/2006
3/21/2006 - 4/20/2006
2/20/2006 - 3/20/2006
1/21/2006 - 2/19/2006
12/22/2005 - 1/20/2006
11/22/2005 - 12/21/2005
آرشیو موضوعی
سیاسی
اجتماعی
پیوندها
سوسیالیسم
نسل فردا
زنانه ها
کاغذ مچاله
په یژه
شیرکو 1818
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب
دیجیتال کیوان

Yahoo messenger